روابط بین الملل بعد از جنگ جهانی دوم، هر روز دستخوش تحول و انکشاف میباشد و کشورها جهت تامین منافع خویش و مقابله به تهدیدات جهانی مانند تروریسم، افراطیت و هراس افگنی، ضرورت به پالیسی جامع خارجی دارند. در خاورمیانه قدرت های مانند ایران؛ اسراییل و عربستان وجود دارند که منافع شان متضاد بوده و باعث منازعات در سطح خاور میانه شده است. جمهوری اسلامی ایران در طی چندین دهه توانسته با یک پالیسی خارجی قوی، امنیت داخلی خویش را تامین کند. رابطه افغانستان با ایران بسیار پیچیده است؛ چون افغانستان و ایران مشترکات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بخصوص مشترکات زبانی و مذهبی دارند؛ ایران با استفاده از همین مشترکات و حضور مهاجرین افغان در این کشور، نفوذ خویش را در افغانستان گسترش ميدهد. در زمان جنگ سرد، ایران از ترس گسترش کمونیسم در همسایه شرقی خویش افغانستان، از گروه های مخالف شوروی وقت در افغانستان حمایت نمود و بعد از شکست رژیم داکتر نجیب الله، ایران نفوذ خویش را با حمایت بعضی از گروه های مجاهدین تداوم بخشید. با آمدن رژیم طالبان که ضد شیعه و ضد ایرانی بودند، این کشور از ایتلاف شمال به رهبری برهان الدین ربانی حمایت نمود. رابطه ایران با طالبان زمانی وخیم شد که طالبان دیپلمات های ایرانی را در مزار شریف کشتند و حتی وقوع حمله ایران به افغانستان ممکن بود؛ چون ایران سربازان بیشتر را در مرز با افغانستان جابجا نمود. با شکست طالبان و آمدن امريکایی ها  در افغانستان، ایران در اوایل با رهبری محمد خاتمی با امريکایی ها غیر مستقیم همکاری نمود؛ چون خاتمی برنامه جدید پالیسی خارجی خویش را تحت عنوان گفتگوى تمدنها به راه انداخته بود؛ اما با اعلامیه کاخ سفید که ایران – عراق و کوریای شمالی را به صفت دولت های مخرب معرفی نمود، روابط امريکا و ایران در افغانستان وخیم شد و نظر به ادعا ها ازآن زمان تا اکنون، ایران به شکل های مختلف مخالفین دولت افغانستان را حمایت نموده است. در این مقاله رابطه افغانستان با ایران از سال ۲۰۱۴ بدینسو تحت مطالعه قرار میگيرد:

نفوذ مذهبی و زبانی:

ایران و افغانستان، مشترکات فرهنگی و مذهبی دارند. در افغانستان اکثر مردم افغانستان میتوانند به زبان دری تکلم نمایند و زبان دری، یکی از زبان های رسمی افغانستان است و بسیار مشابه زبان فارسی که در ایران تکلم میشود میباشد؛ چون جمهوری اسلامی ایران توانسته به علم روز خود را وفق دهد. بناءً اکثر کتاب های جدید علمی در ایران به زبان فارسی قابل دسترس است و نظر به چنین خلاء محصلین افغان که به زبان انگلیسی بلدیت ندارند، از منابع ایرانی استفاده میکنند و این یکی از راه های نفوذ ایران در افغانستان میباشد. ایران بالای دو قوم افغانستان هزاره و تاجیک، نفوذ قابل ملاحظه ای به خاطر زبان مشترک دارد.

همچنان مذهب دیگر، وسیله نفوذ ایران در افغانستان میباشد بعضی شیعه های افغانستان وفادار به ایران میباشد ایران کشور قدرتمند است که اکثریت آن را شیعه ها تشکیل میدهد خود را بانی شیعه در جهان می نامد ایران طی سالهای گذشته توانسته برنامه های متعدد مذهبی را در افغانستان به راه اندازد ایجاد مدرسه خاتم النبین در غرب کابل ؛ و جذب طلبه های افغان در مراکز دینی قم نمونه از این حرکات است ایران توانست هزاران افغان را جهت مقابله به داعش در عراق و سوریه با استفاده از مذهب مشترک جلب نماید. در دوره اشرف غنی، دستگاه دیپلماسی افغانستان نتوانست جلو فرستادن افغان ها را به جنگ عراق و سوریه بگير.  با این وجود سخنرانی محمد محقق معاون ریاست اجراییه افغانستان در ارتباط شکست داعش و حمایت از حضور افغان ها و تقدیر از قاسم سلیمانی فرمانده ایرانی در جنگ با داعش، خبرساز شد و باعث انتقاد تند از سوی نماینده گان مجلس و کاربران شبکه های اجتماعی در افغانستان شد.

سایه دشمنی ایران با امريکا

سیاست خارجی ایرانی مبتنی بر دشمنی با امريکا و اسرائیل، بعد از پیروزی انقلاب این کشور رقم خورده است و این دشمنی، باعث شده که ایران منافع امريکا را در خاورمیانه (سوریه، عراق و همچنان در افغانستان) هدف قرار بدهد؛ با وجودیکه ایران در اوایل ورود عساکر امريکایی در افغانستان و شکست گروه طالبان، از سیاست نرم کار گرفته و بسیار محتاطانه برخورد میکرد؛ اما با این وجود از پروسه ایجاد دولت پساطالبانی حمایت نمود. نظر به ادعاى امريکایی ها؛ رفته رفته ایران از گروه های مخالف امريکا بخصوص طالبان در افغانستان حمایت نمود. با وجودیکه ایران و طالبان اختلاف ایدئولوژیکى دارند و حتى طالبان در دوران حاکمیت خویش دیپلمات های ایرانی را در مزار شریف کشتند؛ اما چرا ایران به طالبان نزدیک شد؟ چون امريکا دشمن مشترک ایران و طالبان است. بناءً ایران باوجودیکه از دولت افغانستان حمایت میکند، روابط خود را با این گروه نیز نزدیک ساخته است. حتى ماه قبل جلسه مشترک ایران با گروه طالبان در این کشور برگزار شد که خود بیانگر روابط نزدیک ایران با طالبان است؛ اما تهران  آماده نیست که در افغانستان، تنها طالبان قدرت را به دست بگيرد. وزیر خارجه ایران محمد جواد ظریف طی یک مصاحبه با یک رسانه هندی گفت غیرممکن است که طالبان در دولت آینده افغانستان هیچ نقشی نداشته باشند؛ اما او افزود که این نقش، نباید غالب باشد. بعد از اظهار نظر وزیر خارجه ایران در مورد طالبان. حکومت وحدت ملی واکنش تند نشان داده و به ایران توصیه نمود که ایران، توجه خودرا به مشکلات داخلی خویش در مقابله با گروه های ضد انقلاب ایران متمرکز بسازد، نه به نقش طالبان. همچنان عباس عراقچی معاون وزارت خارجه ایران، جهت در جریان گذاشتن گفتگوى ایران و طالبان با مقامات افغان، ماه گذشته به کابل سفر نمود و با مسئولین حکومت وحدت ملی دیدار نمود. ایران از ترس گسترش داعش و افراطیت به خاک این کشور، از گروه طالبان حمایت مینماید.  ایران همچنان تنها قدرت منطقوی بود که مخالف امضاى تفاهمنامه امنیتی دوجانبه افغانستان با امريکا بود و تهران حضور درازمدت امريکایی را در افغانستان تهدید به منطقه تلقی نمود

 رابطه اقتصادی افغانستان با ایران

ایران بسیار کشور مهم برای انکشاف اقتصادی افغانستان است. ایران تا حال حدود ۵۰۰ میلیون دالر را به بازسازی افغانستان کمک کرده است. تجار افغان سالانه میلیون ها دالر مواد ارتزاقی و شوینده، وسایل برقی، قالین و مواد ساختمانی  را از ایران وارد میکند. همچنان جمهوری اسلامی ایران، با همکاری مالی کشور هندوستان، بند چابهار را اعمار و در اختیار تاجرهای افغانستان گذاشته است. بندر چابهار ایران، برای انکشاف اقتصاد افغانستان بسیار حیاتی است؛ چون افغانستان یک کشور محاط به خشکه است و قبلا جهت دسترسی به آبهای بحری، متکی به کشور پاکستان بود؛ اما با افتتاح بندر چابهار ایران، افغانستان دیگر وابسته به پاکستان نیست. افتتاح بند سلما در هرات، باعث وخیم شدن رابطه افغانستان با ایران شد. بعد از سقوط ولایت فراه وزیر دفاع افغانستان، بدون ذکر کشور خاص گفت که جنگ فراه جنگ آب است. همچنان حسن روحانی طی یک سخنرانی خویش بیان نمود که ایران، نمیتواند در مورد اعمار بندهای آب افغانستان که به ایران جریان دارد، بی تفاوت باشد که این سخنان، شدیداً از طرف نماینده گان مجلس افغانستان تقبیح شد و باعث واکنش تند افغان ها در شبکه های اجتماعی گردید.  همچنان روزانه صد ها افغان به ایران جهت کار اعزام میشوند؛ اما با بیرون شدن امريکا از تفاهمنامه هستوی برجام و اعمال تحریم های جدید بالای اقتصاد ایران که باعث سقوط بی سابقه ارزش ریال ایرانی گردید، باعث برگشت یک تعداد زیاد کارگران افغان شد.

ایران و مانورهای قدرت های منطقوی در افغانستان

موقعیت ژئوپولتیک افغانستان باعث شده که قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه جهت تامین منافع شان  متوجه افغانستان شوند؛ بخصوص بعد از وارد شدن نیروهای امريکایی کشورهايی مانند روسیه، چین، ایران، هند و پاکستان سیاست خارجی خویش را متمرکز به افغانستان ساختند؛ با وجودیکه تمام کشورهای ذکر شده در ابتداى ورود نیروهای امريکایی کدام مخالفت نکردند؛ اما رفته رفته جنگ های نیابتی در افغانستان شروع شد. ایران و روسیه سیاست خارجی خود را در قبال افغانستان طوری عملی کردند که باعث به چالش کشیدن نیروی های امريکائی در افغانستان شده اند. همچنان پاکستان با وجودیکه میلیاردها دالر کمک را از ایالات متحده امريکا به عنوان هم پیمان دریافت میکرد؛ اما نیروهای طالبان را همکاری نموده است. با آمدن ترامپ و تغییر پالیسی خارجی اداره جدید امريکا، نقش پاکستان تغییر خورد و ایالات متحده امريکا مساعدت های مالی خویش را به پاکستان قطع نمود. بناءً  تغییرات ذکر شده باعث شد که روسیه و چین، از پاکستان حمایت نمایند و در همین حال ایران و روسیه به خاطر کنترول گسترش داعش و تهدید احتمالی به این کشورها، روابط خود را با طالبان نزدیک نمودند، که در سال ۲۰۱۸ روسیه با ایجاد کنفرانس صلح و ایران با گفتگوى مستقیم طالبان، نقش خود را بعد از خروج احتمالی نیروهای امريکایی در افغانستان برجسته ساختند.

نهایتا رابطه افغانستان با ایران بسیار پیچیده است؛ چون ایران به عنوان بانی شیعه در جهان حمایت اکثر مردم اهل تشیع دیگر کشورها بخصوص افغانستان را دارد؛ همچنان زبان وسلیه نزدیکی افغان ها با ایرانی ها است. در مقابل ایران از ترس حضور دراز مدت نیروی های امريکا و گسترش داعش در افغانستان، از گروه طالبان حمایت میکند. حتی اگر گفتگوهای صلح با طالبان نتیجه دهد، افغانستان نمیتواند بدون کنترول توازن قدرت های منطقوی خصوصا ایران، پاکستان، هند و چین به ثبات و منافع ملی خویش برسد.  با این وجود که ایران به عنوان یک قدرت منطقوی توانسته یک سیاست خارجی جامع جهت گسترش نفوذ زبانی و مذهبی خود در افغانستان عملی نماید و همچنان وجود حدود یک میلیون مهاجر افغان در ایران وسیله فشار این کشور به افغانستان است، با این همه افغانستان میتواند با یک پالیسی خارجی قوی، از موقعیت ژئوپولتیک خویش، حد اعظم استفاده را بکند.

يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، حرکت انقلاب اسلامي مردم افغانستان در قبال آن مسئوليتى ندارد.