اطفال؛ پایه و اساس یک جامعه را تشکیل میدهد. سوال اینجا است که به چه کسی طفل متخلف گفته میشود؟

طفل متخلف؛ به کودکی گفته میشود که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی و یا قانون شکنی است، ولی به علت اینکه به سن قانونی (هجده سالگی) نرسیده است، مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمیشود. در کشور ما (افغانستان) هرگاه اطفال مرتکب تخلف شوند، بر خلاف صراحت فقره (٢) ماده دهم قانون رسیدگی به تخلفات اطفال، در اداره پولیس به دستان وی مانند مجرمین بزرگسال ولچک زده میشود، که خود بیانگر عمل غیر قانونی و اخلاقی وشرعی بوده  ویکنوع توهین وتحقیرعلیه اطفال متخلف میباشد؛ این عمل، سبب واردنمودن صدمۀ بزرگ بر روح و روان اطفال است، که آینده اطفال را تیره و تار مینماید.

 طبعاً به دلیل بافت ویژۀ این مراکز وعدم کتگوری بندی متخلفین و تماس با مجرمان حرفه ای، فقدان روش های صحیح تربیت و اصلاح نه تنها اصلاح، تربیت و سازگار نمی شوند، بلکه به مجرمان حرفه ای تبدیل میگردند که بنده در چندین قضیه اطفال متخلف شاهد این ماجرا میباشم؛  بناءً چگونگی آموزش، تربیت، مراقبت و جلوگیری از تخلفات اطفال و همچنین مدیریت و کنترول متخلف، یافتن راه حل مناسب به منظور اصلاح و تربیت آنها در چهارچوب نظام تقنینی افغانستان یک ضرورت انکارناپذیر است، و همه اطفال حق دارند مورد حمایت خانواده، دولت و سازمانهای اجتماعی قرارگیرند؛ تا اینکه حقوق مادی و معنوی آن مورد صدمه قرارنگیرد و از سایر حقوق که یک انسان دارا است، برخوردار باشد.  برای اینکه از متخلف شدن اطفال جلوگیری نمایم، بعضی مسایل مهم است که باید به آن در مورد اطفال رسیدگی شود که آن مسایل، عبارت اند از ۱ – فحش وناسزاگفتن به اطفال  –۲-  عوامل اقتصادی ۳ – خشونت در خانواده یا در مدارس.

اطفال مانند بزرگسالان، خواه و ناخواه از محیط اجتماعی و اطرافیان خود متاثر می شوند؛ به طریق اولی محیط خانواده هرکودک بیش ار هر چیزی او را تحت تاثیر قرارمیدهد؛ زیرا خانواده، هستۀ اولیه و زیربنای اجتماع می باشد و بیشترین تاثیر گذاری را نسبت به کودکان دارد.

متاسفانه به دلیل حاکمیت فرهنگ نامناسب برفضای خانواده در افغانستان، در موارد زیادی که اطفال مرتکب عمل تخلف میشوند، خانواده ها نه تنها به حمایت از وی اقدام نمی کنند، بلکه از پرورش او خودداری میکنند و حتا وی را مورد شکنجه و فشار روحی و جسمی نیز قرار میدهند؛ بنا بر این گفته میتوانیم که  حمایت خانواده به منظور پرورش اطفال میتواند از تخلف آنها جلوگیری کند، عادت دادن اطفال به مطالعات سالم و سازنده، بسیار مفید و ثمر بخش است، که این موردنیز ارتباط به وجایب خانواده درمقابل اطفال شان میباشد.

همچنان در پیمان نامه حقوق  اطفال تاکید زیادی برنقش خانواده در رشد اطفال شده است و مانند سایر ابزار حقوق بشر، بیشتر منتشر گردیده است که نظربه قوانین نافذه کشور و میثاق های بین المللی وجایب خانواده در مراقبت و حمایت ازحقوق اطفال به رسیمت شناخته شده است؛ اما متاسفانه در افغانستان، خانواده ها از این پیمان ها وقوانین وحقوق اطفال  آگاهی کامل نداشته و نه هم  تا اکنون کدام معلومات برای خانواده ها از طریق ورکشاپ یا سيمیناری  برگزار نشده  است به نظر بنده از اینکه اطفال برای رشد جامعه نقش موؤثر را دارا میباشند. ایجاب میکندتا برای والدین واطفال ورکشا‍‍پ ها و سمینارها دایرگردد تا والدین ازحقوق و وجایب خود واطفال شان آگاه شده و ازتخلف اطفال جلوگیری به عمل آید. با توجه به وضیعت اقتصادی کشور و ناتوانی اکثر خانواده ها عدم آمادگی آنان در مواقع بروز تخلف و یا وقوع پدیده جنایی از ناحیۀ اطفال شان، امر مسلم به شمار آید؛ زیرا هرگونه اقدام عملی در جهت درمان بازگشت اطفال متخلف در درون جامعه و حمایت کافی از او ، نیازمند توانایی اقتصادی میباشد، که متاسفانه اکثر خانواده ها در جامعه افغانستان از آن محروم میباشند؛ بناءً اگر اینگونه حمایت ها بصورت یک تکلیف قانونی در آمده و نسبت به آن تدابیر درستی سنجیده شود و در عرصه اجتماعی ترویج گردد، علاوه بر اینکه خانواده ها را در راه حمایت از اطفال متخلف شان توانا میسازد، شاید یک فکتور خوب تشویقی در راستای تحریک خانواده مبنی برحمایت و احقاق حقوق اطفال شان نیز به حساب آید .

در قضایای اطفال متخلف دیده میشود که پولیس، خلاف کنوانسیون حقوق طفل؛ اطفال متخلف را  به جای اینکه در مورد بازپروری و تجدید تربیت اطفال متخلف فکر کنند، آنها را تحت حمایت قرار نداده مورد اهانت و توهین و تحقیر قرار میدهند.

يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، حرکت در قبال آن مسووليتى ندارد.