از آن جایی که دولت، در ادبیات حقوقی با دو معنی عام و خاص به کار می رود، در معنای خاص آن دربرگیرندۀ سازمان ها و تشکیلات اداری و اجرایی بوده و به مدیران کشور اطلاق می شود. اما به مفهوم عام مترادف به حکومت و دربرگیرندۀ قوای اداری، قضایی و قانونگذاری است که وصف بارز آن، حاکمیت و سلطه داشتن بر روابط داخلی و خارجی در یک قلمرو معین، می باشد.

سازمان اداری و یا قوۀ اجرائیه در چارچوب دولت ها با توجه به توسعۀ چشمگیر نیازهای اجتماعی در سده اى که ما زندگی می کنيم، مستلزم بنیادگذاری نهادهای گوناگون گردیده است. این نهادها و سازمان ها در دستیابی دولت، به اهداف و آرمان های آن نقش کلیدی دارند. اداره برای تشکیلات خویش از خود اصول دارد که در کشورعزیز ما افغانستان هم، از سال های متمادی تحت عناوین مختلف مانند اصولنامۀ اداری، تشکیلات ادارۀ دولت وغیره، منطبق به شرایط، نیازمندی های اجتماعی، روابط داخلی و بین المللی خویش و اصول موضوعه و سفارشات میثاق های بین المللی تدوین و نافذ گردیده است.

اداره برای استخدام مامورین، مطابق به نیازمندی های تشکیلاتی از خود قواعد و نورم ها دارد. افغانستان نیز برای انتظام این امر مهم، قوانین غنی شده از اسناد تاریخی داخلی و خارجی و اخیراً با الحاق افغانستان با سازمان ها و میثاق های بین المللی در خصوص حقوق اساسی کارکنان و کارگران، قوانین و مقررات جامع را از طریق مراجع تقنینی کشور، تصویب و مرعی الاجرا نموده است.

اداره برای انکشاف و تقویت ظرفیت ها، راه ها و شیوه هايى دارد که در قانون و مقررات مربوط به استخدام و تعیينات به شکل مفصل به آن وضاحت داده شده است. برای انکشاف اداره و ارتقای ظرفیت های اداری چه در بخش مالی، تشکیلاتی، روابط عامه ملی و بین المللی، میتودهای علمی پیشبینی شده که از تجارب کشورهای پیشرفته منبعث گردیده است. این میتودها سال های متمادی در کشور مرعی الاجرا بوده و برای ثبات و انکشاف تدریجی سازمان اداری افغانستان موثر واقع گردیده است. در سال های اخیر گام بلندتری غرض تقویه بیشتر و انسجام بهتر امور مربوط به تشکیلات و استخدام در چارچوب حکومت به تاسیس یک سازمان بزرگ به نام “کمیسون اصلاحات اداری” برای تعمیل اهداف استراتیژیک فوق دست یازیده شده است. این نهاد با بودجه وافر و تشکیلات بزرگى که دارد، طی سال های اخیر در هماهنگی با سازمان مماثل در کشورهای پیشرفتۀ جهان، از تجارب موفق و موثری در امر انکشاف سیستم اداری افغانستان، برخوردار گردیده است.

اما طی یکی دو سال اخیر، با طرح یا راه اندازی پالیسی جوان سازی اداره؛ یعنی تقرر جوانان درادارات یک فاز جدید روی­دست گرفته شده است که روی حدود موثریت و مضریت آن، در این نوشتار تمرکز می نمایيم.

ازآن جايى که هموطنان عزیز ما بهتر می دانند و به یاد دارند این که از سال­های تاسیس اداره در افغانستان، جوانان رشید و تحصیل يافته بعد از ختم دورۀ تعلیمی و تحصیلی شان به صورت اتومات، بدون سکتگی و ضیاع وقت در رشته های تخصصی شان در مربوطات ادارات محلی و مرکزی با یک روالِ باعزت و محترمانه استخدام می­گردیدند و این روند از سال های متمادی، یک امر معمول در ادارات افغانستان بوده که جوانان تحصیل یافته از طریق نهادی به نام “ریاست عمومی قوای بشری” با در نظرداشت رشتۀ تحصیلی شان و اینک طی سال های اخیر، بعد از ایجاد کمیسون اصلاحات اداری، در ادارات دولتی جریان داشته است که به شکل تدریجی و سیستماتیک، جوانان افغان در بست های کمبود ادارات و همچنان به عوض افراد سالمند که عمری درخدمت مردم میهن خود بودند، بااحترام کامل به خدمات شایان شان بعد از تقاعد آبرومندانه، با سپری نمودن ميعاد کار عملی و تجربوی، تقرر حاصل می نمودند و این دور یا چرخۀ استخدام اداری در هر کشور یک امر عادی، معمول و پذیرفته شده است.

اما اخیراً تحت نام جوان سازی، ظرفیت ها، تجربه، حافظه اداری و استعداد های خدمتگار را که طی چندین سال در یک اداره شکل گرفته، پشت پا زدن است و یک امر معمول و پسندیده نیست. در کشورهای پیشرفته و جهان سوم تجربۀ این چنینی با شکل و شمایل شدید، افراطی و با روحیه انقلابی و توام با روحیه خصمانه وعقده گشایانه که ازجانب حکومت وحدت ملی، عملی می گردد، سابقه نداشته است؛ زیرا منطق علمی و تجربی در قبال ندارد.

انسان ها با انگیزه و احساسات زندگی و پیشرفت می کنند. مامورین افغانستان در یک اداره با انگیزه مادی و معنوی که ازجانب ملت و دولت برای شان داده می شود، ازطریق کار و خدمت در ادارات به مردم و کشور در مقابل یک مزد ناچیز “بخور و نمیر” کار وخدمت می نمایند. این مامورین به جای اینکه در برابر هر سال خدمت صادقانه شان مورد تقدیر و تمجید قرار گیرند، با مقرری های بی قاعده و بی اساس در ادارات تحت نام پالیسی جوان سازی، کارمندان مجرب و صادق را به حاشیه رانده و تجربه آنان را که سال ها به قیمت جان و عمر شان مایه گذاشته اند، نادیده گرفته به شکل حقیرانه پشت پا زده می شود که موجب بی عزتی شخصی، خانوادگی و اجتماعی برای شان می گردد.

از آن جايى که علم، زادۀ تجربه انسان های موفق است، شما نمی توانید علم بدون کسب تجربه را به یک امر موثر در اداره و دولت مبدل نمایيد. تجربه سرمایه است، اگر خواسته باشید که فقرعمومی و وضعیت غیر انکشاف یافته کشور را به یک حالت انکشاف یافته مبدل سازید، بهتر است به عوض جوان سازی، علم را با تجربه یک جاسازی نمایيد؛ زيرا برای انکشاف اداره مملکت، شما نیاز به ثبات دارید، پیشرفت جوامع متمدن بشری کنونی، مرهون اصلاحات و توسعه تدریجی و باثبات بوده، نه حرکات و اقدامات ناسنجیده انقلابی توام با احساسات غیرمنطقی و غیر مشورتی. افغانستان علاوه بر ده ها عامل پیشگیرانه  پیشرفت، اینک از پالیسی غیرخردمندانه تحت عنوان جوان سازی ادارات شدیداً رنج می برد.

جوامع بشری هم مانند انسان و سایر مخلوقات حیه، دارای نبض است، توانایی جس و درک نبض جامعه، از تجربه در جریان کار و خدمت عملی که در بین جامعه و اداره صورت می گیرد، حاصل می گردد. هرگاه فهم شدت و خفت نبض و جریان افکار و اذهان عامه از توان یک مامور و رهبر جوان هر یک در جایش، بالا باشد و با اجرای اعمال و اتخاذ تصامیم بیگانه، سليقوى و غیرمتعارف، اداره را به بحران و بعضاً به رکود مواجه سازد، آنگاه جوان سازی اداره، مفهوم معکوس و حتی خطرناک به جامعه را ارایه می نماید، که این امر موجب بی اعتباری عمومی علیه نسل جوان خواهد شد، زیرا آنها در ختم یک روند کاری ناموفق از لحاظ شخصیتی و روانی، دچار چالش ها برای مراحل بعدی زندگی می گردند.

علم حاصله در مراکز تعلیمی و تحصیلی توسط جوانان در مراحل ابتدایی عمر، برای آنها صرفاً جواز کار در ادارات را مى دهد، ولی کار مشترک و تحت نظر مربیان و کارمندان مجرب به علم آنها در ساحه عمل معنی می دهند. موثریت علم آن ها به قوام می رساند و جامعه واقعیت علم آن ها را درعمل موثر شان لمس و تاييد می نماید و افراد جامعه در مقابل برای افراد مذکور شخصیت، احترام و ارزش قایل می شود.

مقرری های غیرقانونی، تغییر و تبدیلی های غیرضروری، سوق کارمندان و افسران مجرب قوای مسلح کشور به تقاعد الزامی، اداره و نظام اداری اعم از ملکی و نظامی را به چالش های فراوانی مواجه ساخته که قیمت آن را جوانان در میدان جنگ و کارمندان در کارزار عرضه خدمات عامه می پردازد.

جوانان بی تجربه اعم از ذکور و اناث در راس ادارات و نهادها قرار داده شده اند که هم خود به صدها مشکل عملی و تجربه مواجه هستند و هم خدمات اداره را در ساحه مشخصی مفلوج ساخته و مهمتر از همه اینکه موجبات یاس وناامیدی کارمندان و افسران مجرب، وطندوست و کارکشته را مهیا ساخته است؛ زیرا به اساس قوانین اداری اعم از ملکی و نظامی نافذه کشور و قواعد پذیرفته شده سازمان های بین المللی ناظر بر حقوق بشر، هر کارکن حق ارتقا و پیشرفت در یک فضای کاملاً انسانی و قانونی را در نظام اداری کشور دارد.

عملی نمودن پالیسی تحت نام جوان سازی به شیوه اى که اخیراً درافغانستان تحت اجراء قرار گرفته است، یک حرکت نمادین و سمبولیک بوده و به غیر از یک نوع کمپاین انتخاباتی به منظور جلب توجه و کسب آراء در انتخابات آینده ریاست جمهوری، چیزی دیگر تلقی شده نمی تواند. برای نهادهای برگزارکننده و ناظر انتخاباتی و جریان های سیاسی خصوصاً کاندیدان انتخابات ریاست جمهوری، لازم است که عوارض جانبی حقوقی و قانونی اقدامات متذکره را که هم منجر به فروپاشی اداره عامه می گردد وهم به یقین کامل نوعی از حرکت نمایشی برای جلب آرای قشرجوان بوده، که صراحتاً کمپاین قبل از وقت دانسته می شود، باید به این وضعیت توجه مبذول و نظارت جدی صورت گیرد.